آمدی و رفتی
اما هنوز از سقوط تو
ویرانه ام!
"24 آذر 93"
آمدی و رفتی
اما هنوز از سقوط تو
ویرانه ام!
"24 آذر 93"
به هر حال مي روم
شايد به مقصدی نامعلوم،
شايد به جايي كه ديگر،
براي يافتن سكوت،
جايي كه ديگر،
بيهودگي ارزش نيست!
جايي كه سهم هرانسان
دهن كجي نيست،
و سهمِ هر هيچ
يك مشت طلا!
***
شادماني يخ بسته..
غم بیداد میکند
با اینحال
هيچ گاه نيافتيم؛
اين همه "چراغ قرمز"
براي چه؟؟!
« بهمن 87»
موهایم دانه دانه می ریزد
انگار فصل پاییز دستانت شروع شده است!
"15 تیر 92"
ژانویه
در دستان خوزه
برف می بارد!
***
ـ « لبخند»
عکس های
سیاه و
سفید را
هم رنگی می کند!
ـ اما
آپارتمانها
جلوی
آفتاب
را گرفته اند!
« روز » با
«ابر» طلوع می کند
و با مه
به استقبال
ماه
می رود!
|
ـ میز صبحانه
حرفهای هجده سالگی را
ترد بیان می کند ...
و ذهن
بی مهابا
تار خوشبختی را
به پود رویا
دانه
دانه
می بافد!
ـ او از کوله بار خصم
به دریوزگی
مأوا می گزیند
تا شاید
قطره ای عشق
از ناودان اجبار!
به چهره اش
بچکد!
آه ...
این شد
داستان
عاشقانگی! ...
اولین مجموعه شعر لیلا فیروزمند با عنوان "در خیابان های پر از هیچ"
در نمایشگاه تهران در راهروی شماره 21 ،غرفه شماره 6 نشر افکار
عرضه می گردد.
کتاب جامعه شناسی آنتونی گیدنز با عنوان "درآمدی مختصر و انتقادی
بر جامعه شناسی"با ترجمه "لیلا فیروزمند" در راهروی شماره 23
غرفه 8 انتشارات فردوس.

اولین مجموعه شعر لیلا فیروزمند با عنوان "در خیابان های پر از هیچ"توسط نشر افکار منتشر شد.
این مجموعه مشتمل بر115 صفحه بوده ودر قالب سپید سروده شده است.
یکی از شاعران نوپردازشعر معاصر ،"ع.روزبه" در استقبال از کتاب "در خیابان های پر از
هیچ" شعری سروده اوست:
_ در خیابان های پر ازهیچ،
خالی تر از حبابم،
در انتظار نسیم
_بر من عبور کن_
سکون دیوانه می کند!
طعم ظهر اردیبهشت،
چون شیرینی لبانی است
که به سخن باز نمی شود،
ولی "راز همه ی فصول" را
با خود دارد ...
ـ بگذار به
بوسه ای صدایت کنم :
از پشت همه ی صداهایی
که ناشناس
در" مدار نامت"
می گردند..
2
ـ من کیک گندمی ام را
در فضای
دود گرفته ی صداقت،
با کسی قسمت می کنم
که "آشتی" را
نمی شناسد!
ـ من به او
« نان» می دهم،
و او دستانم را می خراشد!
من به او « نور» می دهم
و او چشمانش را می بندد ...
ـ من به او « صبح» می دهم،
و او
پرده ی سیاهی
به تن می کشد!
همه از ما
می گریزند!
من می مانم و
« نان»
و
« نور»
و
« صبح ... .
وقتی نگاهت،
هم آغوش پرنده ای است
که خواندن نمی داند!
10 بهمن 90
"لیلا فیروزمند"